ترجمه "ironware" به فارسی
چیلان, آهن آلات, آهن الات بهترین ترجمه های "ironware" به فارسی هستند.
ironware
noun
دستور زبان
Articles made of iron, as household utensils, tools, and the like; hardware. [..]
-
چیلان
articles made of iron [..]
-
آهن آلات
It was next to Anzani's great emporium of boots, silks, ironware, muslins
دفتر روزنامه در کنار مرکز فروش چکمه،ابریشم، آهن آلات، ململ،
-
آهن الات
noun
-
ترجمه های کمتر
- ابزار آهنی
- ظروف آهنی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ironware " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن