ترجمه "irony" به فارسی

طنز, طعنه, آهنی بهترین ترجمه های "irony" به فارسی هستند.

irony adjective noun دستور زبان

Ignorance feigned for the purpose of confounding or provoking an antagonist; Socratic irony. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • طنز

    noun

    More even than of strength, he gave an impression of confidence and of an understanding tinged by irony.

    آنچه چشمگیرتر از قدرت او بود، اعتماد به نفس و تفاهمی آمیخته با طنز بود.

  • طعنه

    noun

    You can cut the irony with a spoon.

    ميدونم تو هم ميتوني طعنه زدنهاتو قطع كني

  • آهنی

    adjective

    That's some weapons-grade irony right there.

    اون از یه سری اسلحه آهنی استفاده می کرد

  • ترجمه های کمتر

    • وارونه گویی
    • آیرونی
    • تفش
    • تفشه
    • پرآهن
    • گواژه
    • (تظاهر به جهل به ویژه در مباحثه به منظور گیر انداختن طرف) وارون نمایی (Socratic irony هم می گویند)
    • (داستان و نمایش : تفاوت میان واقعیت در نظر شخصیت داستان و واقعیت حقیقی که بر خواننده یا تماشاگر آشکار شده است)وارون پنداشت (dramatic irony هم می گویند)
    • آهن دار
    • آهن سان
    • قضای روزگار
    • وارون رویداد
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " irony " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "irony"

عباراتی شبیه به "irony" با ترجمه به فارسی

  • (تظاهر به نادانی برای نمایان سازی نادرست بودن استدلال حریف) گواژ سقراطی · طعنه ی سقراطی
اضافه کردن

ترجمه های "irony" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه