ترجمه "irradiance" به فارسی

تابش, برتابش, درخشش بهترین ترجمه های "irradiance" به فارسی هستند.

irradiance noun دستور زبان

(physics) The radiant power received by unit area of surface [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تابش

    Testing D-phase protocol Serial Irradiated Protein Caine 125.

    سريال پروتيين تحت تابش هستش کين 125

  • برتابش

  • درخشش

  • ترجمه های کمتر

    • پرتوافکنی
    • (فیزیک : مقدار نور یا اشعه برحسب سطح) شدت تابش
    • چگالی تابش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " irradiance " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "irradiance" با ترجمه به فارسی

  • روشن سازنده · روشنی دهنده · پرتو افکن
  • (به ویژه در مورد اشعه ی ایکس و اتمی و غیره) پرتوزدگی · (نورشناسی : بزرگ نمایی ظاهری شی نورانی که زمینه ی آن تاریک یا سیاه است) بزرگنمایی نوری · اشعه تابشی · برتابش · تابش زدگی · تابشدهی · تشعشع · درخشش · رادیو تراپی · رجوع شود به irradiance · پرتو درمانی · پرتوافشانی · پرتوافکنی · پرتوزده سازی
  • تابش · تابندگی · درخشندگی · روشنی · لوستر
  • غذاهای پرتوداده
  • تابشدهی فرابنفش
  • تابشدهی پرتو ایکس
  • (با پرتوافکنی گرم کردن) پرتو دمایی کردن · (در معرض اشعه ی ایکس یا رادیوم یا فرابنفش و غیره قرار دادن) پرتو زدن · (مطلب یا اندیشه) روشن کردن · برتابیدن · بیرون دادن · تابش زدن · درخشان کردن · درخشاندن · درخشیدن · روشن ضمیر کردن یا شدن · روشنگری کردن · ساطع کردن · صادر کردن · پراکندن · پرتوافکندن · پرتوزده کردن
  • تابنده · درخشان · روشن · پرتوافکن
اضافه کردن

ترجمه های "irradiance" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه