ترجمه "ironwork" به فارسی
چیلان, آهن آلات, آهن ساخته بهترین ترجمه های "ironwork" به فارسی هستند.
ironwork
noun
دستور زبان
Anything made of iron, or consists largely of it, especially when used for decoration. [..]
-
چیلان
-
آهن آلات
The Bishop had had all this ironwork removed
اسقف داده بود همه این آهن آلات را برداشته بودند
-
آهن ساخته
noun
-
ترجمه های کمتر
- ابزار آهنی
- بخش ساخته شده از آهن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ironwork " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ironwork" با ترجمه به فارسی
-
(معماری) آهنگر ساختمان (که تیرهای آهن را سوار می کند) · آهن ساز · آهنگر · چلنگر
-
آهنگرخانه (محل گدازش آهن و ساختن وسایل بزرگ آهنی) · چیلانگاه · کارخانه ی ماشین سازی
-
(معماری) آهنگر ساختمان (که تیرهای آهن را سوار می کند) · آهن ساز · آهنگر · چلنگر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن