ترجمه "irrupt" به فارسی
(با: into) هجوم آوردن (به درون), (زیست بوم شناسی) رشد سریع کردن (از نظر جمعیت), (مردم) ریختن توی بهترین ترجمه های "irrupt" به فارسی هستند.
irrupt
verb
دستور زبان
(transitive) To break into. [..]
-
(با: into) هجوم آوردن (به درون)
-
(زیست بوم شناسی) رشد سریع کردن (از نظر جمعیت)
-
(مردم) ریختن توی
-
فوران کردن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " irrupt " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن