ترجمه "irrupt" به فارسی

(با: into) هجوم آوردن (به درون), (زیست بوم شناسی) رشد سریع کردن (از نظر جمعیت), (مردم) ریختن توی بهترین ترجمه های "irrupt" به فارسی هستند.

irrupt verb دستور زبان

(transitive) To break into. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (با: into) هجوم آوردن (به درون)

  • (زیست بوم شناسی) رشد سریع کردن (از نظر جمعیت)

  • (مردم) ریختن توی

  • فوران کردن

    verb
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " irrupt " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "irrupt" با ترجمه به فارسی

  • استیلا · بروز · تاخت و تاز · تهاجم · حمله ناگهانی · شیوع · طغیان · ظهور
  • تاخت وتازکننده · حمله کننده · متهاجم
  • تاخت وتازکننده · حمله کننده · متهاجم
اضافه کردن

ترجمه های "irrupt" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه