ترجمه "itch" به فارسی
خارش, جرب, حکه بهترین ترجمه های "itch" به فارسی هستند.
itch
verb
noun
دستور زبان
A sensation felt on an area of the skin that causes a person or animal to want to scratch. [..]
-
خارش
nounAn unpleasant sensation on the skin that provokes the desire to scratch. [..]
Then it begun to itch on the inside.
بعد تویش خارش افتاد، بعد ماتحتم خارش افتاد.
-
جرب
-
حکه
-
ترجمه های کمتر
- خاراندن
- خاریدن
- گال
- مالیدن
- (با: the) بیماری خارش دار (مانند جرب و ابنه)
- (برای چیزی) بی تاب بودن
- (عامیانه) خوره ی چیزی بودن
- (عامیانه) رجوع شود به scratch
- اشتیاق وافر داشتن
- به خارش آوردن
- بی تابی
- بی قرار بودن
- بی قراری (برای چیزی)
- سخت خواستن
- شهوت زیاد
- فزون گرایش
- میل زیاد
- میل شدید (به چیزی) داشتن
- میل شدید جنسی
- هر گونه خارش شدید
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " itch " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "itch" با ترجمه به فارسی
-
جرب · خارش · خارش دار · خارش کننده
-
بیماری مقاربتی
-
خارش هفتساله
-
(پزشکی) التهاب فولیکول های مو (به ویژه موی صورت و گردن) همراه با تاول های چرکی که توسط قارچ جنس های Trichophyton وMicrosporum ایجاد می شود (tinea barbae و sycosis هم می گویند)
-
(پزشکی) خارش کشال · خارش میان پاها (که اغلب ورزشکاران به آن مبتلا می شوند - نام پزشکی آن : tinea cruris)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن