ترجمه "item" به فارسی

مورد, فقره, فصل بهترین ترجمه های "item" به فارسی هستند.

item noun adverb دستور زبان

A distinct physical object. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مورد

    noun

    The basic element that holds information in Outlook (similar to a file in other programs). Items include e-mail messages, appointments, contacts, tasks, journal entries, notes, posted items, and documents.

    From the time of Mosiah, however, the large plates also included items of major spiritual importance.

    از زمان موصایا، اگرچه، ورقه های بزرگتر نیز موارد اساسی مهم روحی را دربر دارند.

  • فقره

    Each element that can be specified separately in a group of things that could be enumerated on a list.

    You can have at most two child items for that list type!

    حداکثر می‌توانید بیش از دو فقره فرزند برای آن نوع فهرست داشته باشید!

  • فصل

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • بخش
    • کالا
    • موضوع
    • چیز
    • رقم
    • مطلب
    • نمایش
    • اندرز
    • زوج، عاشق و معشوق، دو دلداده
    • برنامه
    • نمونه
    • اشاره
    • مقر
    • محصول
    • راهنمایی
    • فراورده
    • سئوال
    • (در اصل) پند
    • (در جلو هر یک از اقلام یا بخش های یک فهرست نوشته می شود) همچنین
    • (قدیمی)رجوع شود به itemize
    • قلم (اقلام)
    • هر بخش از نمایش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " item " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Item
+ اضافه کردن

"Item" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Item در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "item" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "item" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه