ترجمه "itemize" به فارسی
(به طور مشروح) شرح دادن, در فهرست آوردن, قلم به قلم ذکر کردن بهترین ترجمه های "itemize" به فارسی هستند.
itemize
verb
دستور زبان
(transitive) To state in items, or by particulars; as, to itemize the cost of a railroad. [..]
-
(به طور مشروح) شرح دادن
-
در فهرست آوردن
-
قلم به قلم ذکر کردن
-
نتشون ءزج هب ءزج
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " itemize " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Itemize
-
قلم به قلم ذکر کردن
عباراتی شبیه به "itemize" با ترجمه به فارسی
-
(در اصل) پند · (در جلو هر یک از اقلام یا بخش های یک فهرست نوشته می شود) همچنین · (قدیمی)رجوع شود به itemize · اشاره · اندرز · بخش · برنامه · راهنمایی · رقم · زوج، عاشق و معشوق، دو دلداده · سئوال · فراورده · فصل · فقره · قلم (اقلام) · محصول · مطلب · مقر · مورد · موضوع · نمایش · نمونه · هر بخش از نمایش · چیز · کالا
-
اقدام تولیدی · اقلام تولیدی
-
اقلام سرمایه ای
-
اقلام استثنایی
-
اقلام پولی خارجی
-
کسیکه مقالات کوچک برای روزنامه تهیه میکند
-
قلم قلم شد · لیست کرد · مقالات کوچک شده
-
فهرست اقلام نیازمند اقدام
اضافه کردن مثال
اضافه کردن