ترجمه "iteration" به فارسی

تکرار, بازگفت, دوبارگی بهترین ترجمه های "iteration" به فارسی هستند.

iteration noun دستور زبان

Recital or performance a second time; repetition. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تکرار

    noun

    A node on the Common Structure Service hierarchy that represents a schedule abstraction.

    You not only say it, but you say it with tiresome iteration, said Clutton severely.

    تنها گفتن نیست، تو با یک تکرار دردآور مرتب همین را میگویی.

  • بازگفت

  • دوبارگی

  • ترجمه های کمتر

    • بارست
    • بازگو
    • باز انجام
    • هر چیز تکرار شده (بیشتر می گویند: reiteration)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " iteration " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "iteration" با ترجمه به فارسی

  • (دستور زبان) رجوع شود به frequentative · (ریاضی) ترجیعی · بارستوار · بارستی · بازگفتنی · تکراری · دوباره · مکرر · چند باره
  • تکرار کردنی
  • ازسر گیری · بازگویی · تاکید · تکرار · دوباره گویی
  • جستجوی عمق اول عمیقکننده تکراری
  • (مرتبا) گفتن · (مکرر) انجام دادن · بارستن (reiterate هم می گویند) · تکرار کردن · دوباره گفتن
  • ازسر گیرنده · باز گوینده · بازگو کننده · تکار کننده · مکررکننده
  • (مرتبا) گفتن · (مکرر) انجام دادن · بارستن (reiterate هم می گویند) · تکرار کردن · دوباره گفتن
اضافه کردن

ترجمه های "iteration" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه