ترجمه "iterant" به فارسی
مکررکننده, ازسر گیرنده, باز گوینده بهترین ترجمه های "iterant" به فارسی هستند.
iterant
adjective
دستور زبان
Marked by repetition or iteration. [..]
-
مکررکننده
-
ازسر گیرنده
-
باز گوینده
-
ترجمه های کمتر
- بازگو کننده
- تکار کننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " iterant " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "iterant" با ترجمه به فارسی
-
بارست · باز انجام · بازگفت · بازگو · تکرار · دوبارگی · هر چیز تکرار شده (بیشتر می گویند: reiteration)
-
(دستور زبان) رجوع شود به frequentative · (ریاضی) ترجیعی · بارستوار · بارستی · بازگفتنی · تکراری · دوباره · مکرر · چند باره
-
تکرار کردنی
-
ازسر گیری · بازگویی · تاکید · تکرار · دوباره گویی
-
جستجوی عمق اول عمیقکننده تکراری
-
(مرتبا) گفتن · (مکرر) انجام دادن · بارستن (reiterate هم می گویند) · تکرار کردن · دوباره گفتن
-
(مرتبا) گفتن · (مکرر) انجام دادن · بارستن (reiterate هم می گویند) · تکرار کردن · دوباره گفتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن