ترجمه "itchy" به فارسی

اخمو, مشتاق, بی تاب بهترین ترجمه های "itchy" به فارسی هستند.

itchy adjective دستور زبان

Having or creating an itch, causing a person or animal to tend to want to scratch. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اخمو

    adjective
  • مشتاق

  • بی تاب

  • ترجمه های کمتر

    • بی قرار
    • خارش آور
    • خارش دار
    • خارش مانند
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " itchy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "itchy" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "itchy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه