ترجمه "jiffy" به فارسی

لحظه, دم, ان بهترین ترجمه های "jiffy" به فارسی هستند.

jiffy noun دستور زبان

(electronics) The time between alternating current power cycles (1/60 or 1/50 of a second) [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • لحظه

    noun

    we will be out of your bouncy hair in a jiffy. is between us

    تا چند لحظه ديگه ما گورمون را از اينجا گم ميکنيم. اين بين مادوتا است

  • دم

    noun
  • ان

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • چشمک
    • (یک) آن
    • (یک) دم (jiff هم می گویند)
    • ضربان قلب
    • یک ان
    • یک دم
    • یک لحظه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " jiffy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "jiffy"

اضافه کردن

ترجمه های "jiffy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه