ترجمه "judges" به فارسی
(انجیل) کتاب داوران, سفر داوران, مخفف : Judg و Jgs و Jud) بهترین ترجمه های "judges" به فارسی هستند.
judges
verb
noun
Plural of judge. [..]
-
(انجیل) کتاب داوران
-
سفر داوران
-
مخفف : Judg و Jgs و Jud)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " judges " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Judges
proper
noun
(Biblical) A book of the Old Testament and the Hebrew Tanakh. [..]
-
کتاب داوران
book of the Bible
The last part of the book of Judges contains two outstanding accounts.
آخرین بخش کتاب داوران حاوی دو گزارش بسیار درخور توجه است.
عباراتی شبیه به "judges" با ترجمه به فارسی
-
مخفف : (انجیل) سفر داوران
-
(تاریخ یهود) هر یک از داوران · (در دادگاه) قضاوت کردن · (مسابقات یا اختلافات و غیره) داور · (مسابقه و اختلاف و غیره) داوری کردن · - شناس · اندیشیدن · برآورد کردن · براورد کردن · برچسب زدن · تخمین زدن · تشخیص دادن · حدس زدن 0 · حکم کردن · حکم کردن (رجوع شود به decree) · حکمیت کردن · خبره · دادرس · دادرسی کردن · دادور · دارای نظر صائب در · داور · داوري كردن · سنجیدن · فرمانداری کردن · فکر کردن · قاضی · قاضی (از پهلوی : کادیک) · مقرر داشتن · مورد قضاوت قرار گرفتن · نظر دادن · کادیک کردن · یضاق
-
(توسط قاضی) داوری شده · تفسیر شده · حکم شده
-
کتاب داوران
-
(تنیس) رجوع شود به linesman · (فوتبال آمریکایی) داور خط بازی
-
(فوتبال امریکایی) داور جلو دروازه (که حرکات دریافت کنندگان پاس و مدافعان را داوری می کند)
-
(امریکا) رئیس کل دادرسی ارتش · رئیس دادگاه نظامی
-
دادرس ارتش · دادستان دادگاه نظامی · مستشار دادگاه نظامی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن