ترجمه "juggler" به فارسی
ژانگلر, تردست, شیاد بهترین ترجمه های "juggler" به فارسی هستند.
juggler
noun
دستور زبان
Agent noun of juggle; one who either literally juggles objects, or figuratively juggles tasks. [..]
-
ژانگلر
person who practices juggling
-
تردست
nounFrodo looked at it closely, and rather suspiciously like one who has lent a trinket to a juggler .
فرودو از نزدیک و اندکی با سوءظن نگاهی به آن انداخت همچون کسی که زر و زیوری را به یک تردست قرض داده باشد .
-
شیاد
-
ترجمه های کمتر
- حقه باز
- شعبده باز
- چشم بند
- گول زن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " juggler " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "juggler"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن