ترجمه "jumble" به فارسی

تلمبار, مرصع, اختلاط بهترین ترجمه های "jumble" به فارسی هستند.

jumble verb noun دستور زبان

A mixture of unrelated things. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تلمبار

  • مرصع

    noun
  • اختلاط

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • گیجی
    • آشفتگی
    • (انگلیس : اشیای ناخواسته) خرت و پرت
    • (فکرا یا روحا) درهم آمیخته کردن
    • آشفته کردن یا شدن
    • اشیای متفرقه
    • به طور نامنظم حرکت کردن
    • تلمبار کردن یا شدن
    • توده ی درهم و برهم
    • حواس پرتی
    • درهم آمیختگی
    • درهم ریختگی
    • درهم و برهم کردن
    • درهم و شوریده کردن یا شدن
    • ریختن به درون (یا برون)
    • قاتی پاتی کردن
    • مخلوط کردن
    • ممزوج شدن
    • نان شیرینی حلقوی (jumbal هم می گویند)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " jumble " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "jumble"

اضافه کردن

ترجمه های "jumble" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه