ترجمه "jump" به فارسی

پرش, پریدن, جهیدن بهترین ترجمه های "jump" به فارسی هستند.

jump adjective Verb verb noun adverb دستور زبان

(obsolete) exactly; precisely [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پرش

    verb

    employ a parachute to leave an aircraft or elevated location

    Or this jump, from a moving truck on the highway.

    یا این پرش، از یک کامیون در حال حرکت در بزرگراه.

  • پریدن

    verb

    propel oneself rapidly upward such that momentum causes the body to become airborne

    They can't help themselves from jumping into the deep end of dangerous waters.

    آنها می توانند خود را کمک نمی از پریدن در عمیق پایان آب های خطرناک.

  • جهیدن

    verb

    propel oneself rapidly upward such that momentum causes the body to become airborne

  • ترجمه های کمتر

    • پایین پریدن
    • جستن
    • جست
    • بپر
    • جست زدن
    • جهش
    • خیز
    • پرشی
    • یکه
    • پراندن
    • هول
    • تکانه
    • خیزیدن
    • ورجستن
    • لقوه
    • (از ترس یا شگفتی و غیره) از جا پریدن
    • (از علامت ایست یا چراغ راهنمایی و غیره) رد شدن
    • (به ویژه در مورد فیلم سینما و آپارات و غیره) تکان خوردن
    • (خودمانی - معمولا با: the) رجوع شود به delirium tremens
    • (خودمانی) سرزنده بودن
    • (روزنامه نگاری - بقیه ی داستان یا مقاله و غیره را) در صفحه ی بعدی چاپ کردن 8
    • (عامیانه - بدون اجازه) رفتن
    • (عامیانه - ناگهان) حمله کردن به
    • (قبل از تیر آغاز مسابقه) شروع کردن 6
    • (قیمت را) افزودن
    • (قیمت یا دستمزد و غیره) افزایش ناگهانی 5
    • (مزد و غیره را یکباره) افزودن
    • (معمولا با: at) با اشتیاق عمل کردن
    • (مهمانی و غیره) گرم بودن
    • (میزان نبودن و ) چنبک خوردن
    • (ناگهان) ترقی کردن یا دادن
    • (ورزش) پرش 1
    • (چیزی که از آن یا از روی آن می پرند) تخته ی شیرجه
    • (کامپیوتر) جهش
    • آغاز کردن یا شدن (با: off) 9
    • از جا پراندن
    • از روی چیزی پریدن
    • از مطلبی به مطلب (و غیره ی) دیگر پریدن
    • افزایش ناگهانی
    • با چتر نجات (از هواپیما و غیره) پریدن
    • با کمال میل پذیرفتن
    • ترقی سریع
    • ترک کردن
    • تغییر ناگهانی 4
    • توقف نکردن
    • جهاندن 2
    • جهیدن 0
    • خیز برداشتن
    • خیزش 0
    • رد شدن از 1
    • سرزنش شدید کردن 5
    • طول پرش 2
    • فاصله ی جهش
    • فرار کردن 7
    • لرزه داشتن
    • مانع 3
    • مورد انتقاد قرار دادن
    • نخوانده رد شدن
    • وابسته به پرش با چتر نجات
    • وحشتزده شدن
    • پرش با چتر نجات
    • پرش تصویر
    • پرش کردن
    • پریدن به (معمولا با: on یا upon) 4
    • پریدن روی (یا توی یا به بیرون) چیزی 3
    • چنبک زدن
    • یکه خوردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " jump " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Jump
+ اضافه کردن

"Jump" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Jump در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "jump"

عباراتی شبیه به "jump" با ترجمه به فارسی

  • نام قدیمی : long jump · پرش طول
  • (ورزش) پرش ارتفاع · پرش ارتفاع
  • پرش با اسکی
  • پرش با اسب
  • (فیلم سینمایی و غیره) برش پرشی
  • (مسابقه ی اسب دوانی با مانع) پرش از روی نهر یا گودال آب · آب پرش
  • طناب بازی · طناب کوتاه (که کودکان با آن طناب بازی می کنند) · پرش یا لی لی از روی طناب چرخان (jump-rope هم می نویسند)
  • (بسکت بال : پرتاپ توپ به حلقه ی در حال پرش و بودن دو پا در هوا) پرتاب جهشی · جامپ شات
اضافه کردن

ترجمه های "jump" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه