ترجمه "juvenility" به فارسی
خردسالی, بچگی, خامی بهترین ترجمه های "juvenility" به فارسی هستند.
juvenility
noun
دستور زبان
The state or quality of being juvenile [..]
-
خردسالی
-
بچگی
noun -
خامی
-
ترجمه های کمتر
- نوجوانی
- جوانی
- رفتار کودکانه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " juvenility " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "juvenility" با ترجمه به فارسی
-
جوانان · جوانان (جانوران)
-
آنالوگهای هورمون جواني · همسانهای هورمون جوانی
-
اشكال نونهال در گياهان · نونهالی گیاهان
-
(اسبدوانی و اسب پروری)اسب مسابقه ای دوساله · (امریکا) کتاب برای نوجوانان · (زمین شناسی - در مورد گاز یا آب و غیره : خارج شونده از اعماق زمین برای اولین بار) نخستین (magmatic هم می گویند) · (گیاه شناسی - جانورشناسی : گیاه یا جانور جوانی که از نظر شکل و ویژگی های دیگر با نوع بالغ خود فرق دارد) نونهال · بچه · بچگانه · جوان · جوان، درخور جوانی · جوانچه · جوانی · خردسال · طفل · نوجوان · نونهالانه · نونهالی · هنرپیشه ای که نقش نوجوانان را بازی می کند · وابسته به جوانی یا نوجوانی · کتاب خردسالان · کودکانه
-
اشكال نونهال در گياهان · نونهالی گیاهان
-
(حقوق) دادگاه خردسالان (معمولا زیر 81 ساله) · دادگاه نوجوانان
-
جوانانه
-
بزهکاری خردسالان · بزهکاری نوجوانان (معمولا زیر 81 ساله) · تقصیر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن