ترجمه "keeper" به فارسی

نگهبان, مستحفظ, حافظ بهترین ترجمه های "keeper" به فارسی هستند.

keeper noun دستور زبان

One who keeps. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نگهبان

    noun

    The keepers traced the print to a medical clinic.

    نگهبانها ردش رو تا یه کلینیک پزشکی گرفتن.

  • مستحفظ

    noun
  • حافظ

    noun

    Mother has forbidden us from trading with the Keeper, but I could tell you how to get there.

    مادر معامله با حافظ رو قدغن کرده اما میتونم بگم چطوری برید اونجا

  • ترجمه های کمتر

    • متصدی
    • شکاربان
    • نگهدار
    • دارنده
    • مهردار
    • قیم
    • کلیددار
    • میرشکار
    • گذربان
    • گنجاردار
    • گنجور
    • پاسدار
    • متولی
    • چفت
    • (اسبابی که نگه می دارد) گیره
    • (انگلیس) متولی
    • زندان بان
    • متصدی نگهداری جانوران باغ وحش
    • گنج دار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " keeper " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Keeper
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نگهداری کننده

عباراتی شبیه به "keeper" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "keeper" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه