ترجمه "keyboard" به فارسی

صفحه کلید, کیبورد, کلاویه بهترین ترجمه های "keyboard" به فارسی هستند.

keyboard verb noun دستور زبان

A set of keys used to operate a typewriter, computer etc. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • صفحه کلید

    noun

    component of many instruments [..]

    I noted the phone number and then stroked the keyboard in rhythm.

    شماره تلفن را نوشتم و بعد با ریتم روی صفحه کلید ضربه زدم.

  • کیبورد

    electronic device with keys of a musical keyboard [..]

    of using a keyboard to trigger not sounds but letters.

    از کیبورد نه برای صدا بلکه برای تولید حروف استفاده شود.

  • کلاویه

    component of many instruments

  • ترجمه های کمتر

    • صفحهکلید
    • بژنگان
    • (ماشین تحریر و کامپیوتر و غیره) ردیف حروف
    • (پیانو) ردیف کلیدها
    • (چاپ و غیره) با ردیف حروف (یا صفحه کلید و یا بژنگان) حروف چینی کردن
    • (کامپیوتر)دخول صفحه ی کلیدی کردن
    • در بژنگ کردن
    • درون دادکردن
    • ردیف شستی ها
    • ردیف مضراب
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " keyboard " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Keyboard
+ اضافه کردن

"Keyboard" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Keyboard در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "keyboard"

عباراتی شبیه به "keyboard" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "keyboard" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه