ترجمه "killing" به فارسی

قتل, کشتار, کشتن بهترین ترجمه های "killing" به فارسی هستند.

killing adjective noun verb دستور زبان

Present participle of kill. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قتل

    noun

    Fadil killed Layla in cold blood.

    قتل فاضل ليلى بدم بارد.

  • کشتار

    noun

    We've got no footage of the killing of the second officer.

    اندازهي قد قاتل رو حتي در کشتار دومش نداريم.

  • کشتن

    verb

    The townspeople were killing vampires one by one.

    مردم شهر داشتن خون آشام ها رو يکي يکي مي کشتن.

  • ترجمه های کمتر

    • کشنده
    • آدمکشی
    • قتال
    • مضحک
    • مهلک
    • تباهگر
    • ویرانگر
    • شاق
    • مرگبار
    • (عامیانه) خنده آور
    • (عامیانه) موفقیت ناگهانی
    • آدم کشی
    • خسته کننده
    • سود کلان
    • طاقت فرسا
    • منافع بادآورده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " killing " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "killing" با ترجمه به فارسی

  • (ارتش) کشندگی 2 · (از متن و غیره) زدن · (به رای منفی یا وتو و غیره) لایحه (و غیره) را با شکست مواجه کردن · (تا ته) سرکشیدن · (تنیس) توپ را محکم زدن (به طوری که نتوان آن را برگشت داد) 5 · (خودمانی) تماما خوردن · (در مورد کشتی و هواپیما و تانک و غیره ی دشمن) غرق کردن · (صدا) خفه کردن · (عامیانه) از درد (یا خنده یا خستگی و غیره) بی تاب کردن · (عامیانه) خوب تحت تاثیر قرار دادن · (موتور و غیره) ازکار انداختن · (همه را) بالا دادن · (چاپ) حذف کردن · (چراغ و نور) خاموش کردن · Kill (یونیکس) · اتلاف وقت کردن · اثر چیزی را ازبین بردن · ازبین بردن · ازبین رفتن 1 · ازپا درآوردن · بقتل رساندن · به قتل رساندن · بی جلوه کردن · تعداد یا میزان شکار 3 · تلف کردن · تمام کردن 0 · جلو طبع یا نشر (چیزی) را گرفتن · جوی (بیشتر در نام مکان ها به کار می رود) · خراب کردن · خسته کردن · ذبح کردن · رد کردن · سانسور کردن · شکار · شکست دادن · فرونشاندن · فروکشاندن · قتل · كشتن · مادی · متوقف کردن · مردن · مغلوب ساختن · مقتول کردن · منهدم کردن 4 · میراندن · نابود کردن · نهر · واله و فریفته کردن · وقت کشی کردن · وقت گذرانی کردن · کشتار · کشتن · کشته شدن · کشش (برابر با: killing)
  • رجوع شود به euthanasia · قتل ترحمی · مرگ آسان
  • قتل ناموسی
  • کشتن مرغ مقلد
  • پول پارو کردن، پول هنگفت به جیب زدن
  • خونروی · کشتار دام · کشتن دام
  • باکترینها · واكسنهاي غيرفعال · واكسنهاي كشتهشده · واکسن چندظرفیتی · واکسنها
  • (پولی که به نویسنده ای می دهند که برای نگارش چیزی اجیر شده ولی اثرش را به دلایلی چاپ نمی کنند) مزد تسلی بخش
اضافه کردن

ترجمه های "killing" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه