ترجمه "kilning" به فارسی

آبجوسازی, خيساندن مالت, مالتسازي بهترین ترجمه های "kilning" به فارسی هستند.

kilning verb

Present participle of kiln. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آبجوسازی

  • خيساندن مالت

  • مالتسازي

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kilning " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "kilning" با ترجمه به فارسی

  • در کوره خشکاندن
  • (به ویژه برای آجرپزی یا سفالگری و غیره) کوره · آتشخانه · آوه · اجاق · تاون · تون · در کوره پختن (یا خشک کردن) · پزآوه · کوره
  • آبزداها · خشككنهاي سينيدار · خشککنها · كورهها
  • (اتاقک یا گرمخانه که در آن چوب را می خشکانند) کوره ی الوار خشک کنی · چوب خشک کن
  • كورهها (خشككنها)
  • کورههای زغال
  • کوره پخت آهک
  • (به ویژه برای آجرپزی یا سفالگری و غیره) کوره · آتشخانه · آوه · اجاق · تاون · تون · در کوره پختن (یا خشک کردن) · پزآوه · کوره
اضافه کردن

ترجمه های "kilning" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه