ترجمه "Kilo-" به فارسی
کیلو, كيلو-, پیشوند: هزار [kilogram] بهترین ترجمه های "Kilo-" به فارسی هستند.
Kilo-
-
کیلو
nounI wanna increase our output to three kilos a week.
می خوام تولیدمون رو به سه کیلو در هفته افزایش بدم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Kilo- " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
kilo-
Prefix
دستور زبان
In the International System of Units and other metric systems of units, multiplying the unit to which it is attached by 1,000. Symbol: k [..]
-
كيلو-
and then while it's still hot, add a couple of kilos of sugar.
و سپس در حاليكه هنوز داغ است , چند كيلو شكر اضافه مي كنم
-
پیشوند: هزار [kilogram]
عباراتی شبیه به "Kilo-" با ترجمه به فارسی
-
هزار گرم · کیلو · کیلو گرم · کیلومتر · کیلوگرم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن