ترجمه "kilo" به فارسی
کیلو, کیلوگرم, کیلومتر بهترین ترجمه های "kilo" به فارسی هستند.
kilo
noun
دستور زبان
Short form of kilogram. [..]
-
کیلو
nounshort form of kilogram [..]
I wanna increase our output to three kilos a week.
می خوام تولیدمون رو به سه کیلو در هفته افزایش بدم
-
کیلوگرم
nounThis first match in women's wrestling, 55 kilo category is between
و حالا اولین مسابقه ی کُشتی در وزن 55 کیلوگرم.
-
کیلومتر
noun
-
ترجمه های کمتر
- هزار گرم
- کیلو گرم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kilo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن