ترجمه "kingmaker" به فارسی

شهساز, فربخش, (آدم بانفوذی که اشخاص را به مقام های بالا می گمارد و یا در انتخابات پیروز می کند) تاج بخش بهترین ترجمه های "kingmaker" به فارسی هستند.

kingmaker noun دستور زبان

Someone who helps making a leader a force to reckon with, without having any desire for the position themselves. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شهساز

  • فربخش

  • (آدم بانفوذی که اشخاص را به مقام های بالا می گمارد و یا در انتخابات پیروز می کند) تاج بخش

  • جاه بخش

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kingmaker " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Kingmaker noun

English statesman; during the War of the Roses he fought first for the house of York and secured the throne for Edward IV and then changed sides to fight for the house of Lancaster and secured the throne for Henry VI (1428-1471)

+ اضافه کردن

"Kingmaker" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Kingmaker در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "kingmaker" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه