ترجمه "kingship" به فارسی

مقام سلطنت, پادشاهی, شهریاری بهترین ترجمه های "kingship" به فارسی هستند.

kingship noun دستور زبان

The dignity, rank or office of a king; the state of being a king [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مقام سلطنت

    noun

    if the kingship is taken to king's brother, bu yeogye

    اگر مقام سلطنت به برادر شاه بو یوگی برسد

  • پادشاهی

    noun

    With what attitude did Saul begin his kingship, and how did he demonstrate this?

    شاؤل، پادشاهی خود را با چه نگرشی شروع کرد و نگرش او چگونه نمایان شد؟

  • شهریاری

    proper
  • ترجمه های کمتر

    • شاهی
    • حکومت شهریار K( -3 بزرگ - عنوان پادشاه) اعلیحضرت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kingship " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "kingship" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه