ترجمه "kissy" به فارسی
بوسیدنی, ماچی, (خودمانی) بهترین ترجمه های "kissy" به فارسی هستند.
kissy
adjective
noun
دستور زبان
sentimentally affectionate [..]
-
بوسیدنی
-
ماچی
-
(خودمانی)
-
ترجمه های کمتر
- اهل ماچ و بوسه
- با محبت
- ماچ کردنی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kissy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Kissy
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Kissy" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Kissy در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "kissy" با ترجمه به فارسی
-
(امریکا - خودمانی) ماچ و بوسه · مغازله
اضافه کردن مثال
اضافه کردن