ترجمه "kit" به فارسی

توشه, ابزارگان, باهار بهترین ترجمه های "kit" به فارسی هستند.

kit adjective verb noun دستور زبان

A circular wooden vessel, made of hooped staves. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • توشه

    noun
  • ابزارگان

  • باهار

  • ترجمه های کمتر

    • کاچار
    • کاچال
    • لاوک
    • (انگلیس - محلی) تغار چوبی
    • (عامیانه) همه چیز
    • (مجموعه ای از چیزهایی که برای کاری لازم است) اسباب کار
    • (موسیقی - سده های 61 تا 81) کمانچه
    • (کیسه یا جعبه یا قوطی حاوی این افزارها) گنجانه
    • اسم خاص مذکر و مونث (مخفف : Christopher یا Katherine)
    • رجوع شود به kitten
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kit " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Kit proper

A diminutive of the male given name Christopher. [..]

+ اضافه کردن

"Kit" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Kit در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

KIT abbreviation

Keep in touch.

+ اضافه کردن

"KIT" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای KIT در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "kit"

عباراتی شبیه به "kit" با ترجمه به فارسی

  • برای تشخیص این است که آیا Stockمجانی برای هدیه موجود است
  • نیا( غلاب صخش یگداتفاراکزا یاضاقت یارب هیلوا هتسب یاهتکاپ و تیاس بو سردآ ،نفلت هرامش ،مرف لماش هتسب).دشابیم ام هرادا هب کرادم لاسرا یارب مزال
  • کیت توسعه نرمافزار
  • )تیلولعم( یگداتفاراکزا یایازم یاضاقت هیلوا هتسب هتسب نیا، یگداتفاراکزا یاضاقت یارب مزال هیلوا هتسب( مزال یاهتکاپ و تیاس بو سردآ ،نفلت هرامش ،مرف لماش).دشابیم ام هرادا هب کرادم لاسرا یارب
  • (در شرکت ها و غیره) پرونده ی اخبار و آگهی هایی که باید برای رسانه ها ارسال شود
  • نیا( نالاسدرخ یارب تیلولعم یایازم یاضاقت هیلوا هتسب یاهتکاپ و تیاس بو سردآ ،نفلت هرامش ،مرف لماش هتسب).دشابیم ام هرادا هب کرادم لاسرا یارب مزال
  • تبل · درام
  • (مجموعه ی ظرف و کارد و چنگال و غیره که سربازان و کوه نوردان و غیره با خود حمل می کنند) ابزار خوراک پزی
اضافه کردن

ترجمه های "kit" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه