ترجمه "knack" به فارسی
مهارت, روش, پشیز بهترین ترجمه های "knack" به فارسی هستند.
knack
verb
noun
دستور زبان
A readiness in performance; aptness at doing something; skill; facility; dexterity. [..]
-
مهارت
You really do have a knack for destroying the poetry of the heart, don't you?
واقعا توي خراب کردن يه لحظه ي شاعرانه مهارت داري ، مگه نه ؟
-
روش
noun -
پشیز
-
ترجمه های کمتر
- قلق
- زرنگی
- لم
- هنر
- مفهوم
- (قدیمی) چیز بی ارزش
- آت و آشغال
- راه و روش
- رمز کار
- روش انجام کاری
- زلم زیمبو
- صدای شلاق
- فوت و فن
- چیره دستی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " knack " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "knack" با ترجمه به فارسی
-
دانش فنی؛ مهارت فنی؛ مهارت
-
کاردانی؛ مهارت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن