ترجمه "knead" به فارسی
سرشتن, ورز دادن, ورزیدن بهترین ترجمه های "knead" به فارسی هستند.
knead
verb
دستور زبان
(transitive) To work and press into a mass, usually with the hands; especially, to work, as by repeated pressure with the knuckles, into a well mixed mass, the materials of bread, cake, etc. [..]
-
سرشتن
verbto work and press into a mass
-
ورز دادن
to work and press into a mass
-
ورزیدن
verbSarai no doubt managed the tasks traditionally done by women of that culture: kneading flour, baking bread, spinning wool, sewing garments.
سارای نیز مسلّماً عهدهدار کارهایی بود که به طور سُنتی به دست زنان صورت میگرفت؛ همچون ورزیدن خمیر، پختن نان، ریستن پشم، و دوختن لباس.
-
ترجمه های کمتر
- ماساژ دادن
- آخښل
- شیبانیدن
- مالیدن
- (با مالیدن و سرشتن) شکل دادن به
- (خمیر یا گل یا کاه گل و غیره) مالیدن
- خازه کردن
- مشت و مال دادن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " knead " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن