ترجمه "lading" به فارسی
محموله, بار, بارگیری بهترین ترجمه های "lading" به فارسی هستند.
lading
noun
verb
دستور زبان
(countable) The action of loading. [..]
-
محموله
-
بار
nounThis was the business, and we laded six bags of gold into Auda's saddle bags, and off he went.
لذا شش کیسه از طلاها را بر شتر عودا بار کردیم و او عازم انجام مأموریت خود شد.
-
بارگیری
nounthe felling and lading of timber, and the huge trunk vibrating starlike in the distance along the highway, the crane at work on the wharf
قطع درختان و بارگیری الوار لکوموتیو عظیمی که چراغش در دوردستهای جاده مانند نور ستارهای میلرزید
-
ترجمه های کمتر
- حمل
- بار کشتی
- عمل بار کردن
- محموله دریایی
- کالای بار شده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lading " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "lading" با ترجمه به فارسی
-
با ملاقه برداشتن یا کشیدن (ladle هم می گویند) · بار کردن · بارگیری کردن
-
بارنامه دریائی
-
بارنامه نادرست
-
بارنامه مشروط
-
بارنامه
-
بارنامه های مختلط
-
(سندی که نوع و مقدار و بها و سایر شرایط حمل کالا را مشخص می کند) بارنامه ی دریایی · اسناد حمل کالا · بار نامه · بارنامه
-
بارنامه های بار زده درکشتی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن