ترجمه "lamentation" به فارسی

زاری, سوگواری, عزاداری بهترین ترجمه های "lamentation" به فارسی هستند.

lamentation noun دستور زبان

The act of lamenting. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زاری

    Catherine quelled her lamentations also, took a seat opposite, and looked solemnly into the fire.

    کاترین نیز دست از گریه و زاری برداشت و روی یک صندلی کنار بخاری نشست و ساکت ماند.

  • سوگواری

    noun

    He once wrote that, what the poet laments, holds for the mathematician:

    او زمانی نوشت که ، آنچه شاعر سوگواری می کند از برای ریاضیدانی است که ،

  • عزاداری

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • نوحه
    • ناله
    • شیون
    • شکوه
    • مرثیه
    • مویه
    • فریاد
    • سوگ
    • دژوان
    • ضجه
    • تظلم
    • عزا
    • دریغ
    • آه و ناله
    • افسوس خوری
    • گریه و زاری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lamentation " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "lamentation"

عباراتی شبیه به "lamentation" با ترجمه به فارسی

  • اسفناکانه · بطور رقت آور · زار
  • (نادر) سوگوار(انه) · افسوس انگیز · اندوه نما · تاسف بار · دریغ انگیز · دژوانگر · غم انگیز · قابل تاسف
  • مراثی
  • سوگواری شده · متوفی · مرحوم
  • زاری کننده · سوگ دارنده · سوگواری کننده · ماتم گیر · مرثیه خوان
  • (انجیل) کتاب مراثی ارمیا (مخفف : Lam و La)
  • (شعر یا موسیقی) نوحه · اظهار تاسف کردن · اظهار دلتنگی كردن · افسوس · افسوس خوردن · تاسف · تاسف خوردن · تظلم · دریغ · دریغ خوردن · دریغیدن · دژوان · دژوانیدن · زاری · زاری کردن · زاریدن · سرود عزا · سوگ · سوگ آهنگ · سوگواری · سوگواری کردن · سوگچامه · شدیدبودن · شعر عزا · شکوه · ضجه · فاتحه · مرثیه · مویه · موییدن · نالیدن · نماز میت · نوحه · نوحه سرایی · نوحه سرایی کردن · گریه و زاری · گریه و زاری کردن · گله كردن
  • (نادر) سوگوار(انه) · افسوس انگیز · اندوه نما · تاسف بار · دریغ انگیز · دژوانگر · غم انگیز · قابل تاسف
اضافه کردن

ترجمه های "lamentation" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه