ترجمه "landding" به فارسی
پاگرد, فرودگاه, ورود بخشکی بهترین ترجمه های "landding" به فارسی هستند.
landding
-
پاگرد
The stairs up to her room came out on the landing of the great warm main staircase.
پلههایی که منتهی به اتاق او میشد، از پاگرد پلکان وسیع و روشن اصلی منشعب میشد .
-
فرودگاه
nounI must drop out of this weather and land now, on the first accessible runway.
در اولين جايي که فرودگاه در دسترسم باشه
-
ورود بخشکی
-
کرانه رسمی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " landding " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "landding" با ترجمه به فارسی
-
(اقتصاد) منابع طبیعی 0 · (عامیانه) به دست آوردن · (عامیانه) زدن (ضربه و مشت و غیره) · (مجازی) مردم · (کار را) رساندن به · ارض · ارضی · افتادن · اهالی · بر زمین خوردن 2 · بری · به خشکی رسیدن یا رساندن · بوم · تخلیه کردن یا شدن · جهان · خدا · خداوند · خشکی (در برابر: دریا یا آب) · دنیا · دهات · رسیدن به · روستا(ها) (در برابر: شهر) · زمین · زمین [grassland] · زمین کشاورزی · زمینی · سرزمين · عالم · فروآمدن یا آوردن · فرود آوردن 5 · محل [England و dreamland] · مزرعه · ملت · ملک · منجر شدن یا کردن به · مکان · نیمز · وارد شدن یا کردن 3 · کشتزار(ها) · گرفتن 4 · گیر آوردن
-
سرزمین آفتاب تابان
-
یافتن شغل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن