ترجمه "landmark" به فارسی
نشانه, جانما, لندمارک بهترین ترجمه های "landmark" به فارسی هستند.
landmark
verb
noun
دستور زبان
a notable building or place with historical, cultural, or geographical significance [..]
-
نشانه
nounOut there, you need landmarks to find your way around.
خارج وجود دارد ، شما نیاز نشانه به پیدا کردن راه خود را در اطراف
-
جانما
-
لندمارک
something, such as a geographic feature or building, that is easily recognizable and/or well known
-
ترجمه های کمتر
- مرزنشان
- چرخشگاه
- برجسته
- جانشان
- (هر نشانه ی ساختگی مانند برج و تابلو و یا هر نشانه ی طبیعی مانند درخت و تپه که مرز یا مکانی را مشخص کند) مرزنما
- جای دیدنی
- جای مشخص کننده
- علامت مشخصه
- مرحله قاطع
- نقطه برگشت
- نقطه تحول
- نقطه ی عطف
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " landmark " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن