ترجمه "landlord" به فارسی
صاحبخانه, موجر, مالک بهترین ترجمه های "landlord" به فارسی هستند.
landlord
noun
دستور زبان
a person who owns and rents land such as a house, apartment, or condo. [..]
-
صاحبخانه
nounperson who owns and rents land such as a house, apartment, or condo
Her landlord said she'd moved out last summer.
صاحبخانه اش ميگفت که تابستان قبلي نقل مکان کرده.
-
موجر
nounowner of a house, apartment, condominium, land or real estate
-
مالک
nounsee that his character as a landlord stands in his way.
آن وقت متوجه بشود با شهرتی که به عنوان مالک بد پیدا کرده نمیتواند موفق بشود.
-
ترجمه های کمتر
- ارباب
- ملاک
- خانسالار
- هناخبحاص
- کدیور
- اجاره دهنده
- خانه خدا
- زمین دار
- مدیر شبانه روزی
- مسافرخانه چی
- پانسیون دار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " landlord " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "landlord" با ترجمه به فارسی
-
زمینداران · ملاكان
-
(نظام مالکیت خصوصی زمین و اجاره دادن آن به کشاورز) اجاره کاری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن