ترجمه "landlocked" به فارسی

(کشور یا دریاچه و غیره) محصور در خشکی, بی دریا, مجزا از دریا بهترین ترجمه های "landlocked" به فارسی هستند.

landlocked adjective دستور زبان

surrounded by land (having no borders with the sea) [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (کشور یا دریاچه و غیره) محصور در خشکی

  • بی دریا

  • مجزا از دریا

  • ترجمه های کمتر

    • محدود به آب شیرین
    • محصور در خشکی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " landlocked " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "landlocked" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "landlocked" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه