ترجمه "lapful" به فارسی
به اندازه ی یک دامن, یک دامن پر بهترین ترجمه های "lapful" به فارسی هستند.
lapful
noun
دستور زبان
As much as somebody's lap can hold. [..]
-
به اندازه ی یک دامن
-
یک دامن پر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lapful " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "lapful" با ترجمه به فارسی
-
(هنگام کالسکه سواری و غیره یا هنگام تماشای مسابقه در زمستان و غیره) پتو یا خز (و غیره) که روی زانو می اندازند · پا گرم کن
-
دارای اشتراک
-
(بخاری) اتصال نیم نیم · (جوشکاری و غیره) اتصال لبه روی لبه · همبست زبانه ای
-
میله ایمنی
-
سگ روی دامنی · سگ کوچک
-
(با چرخ گردان)بریدن یا جلا دادن 3 · (با: on یا over) روی هم تا کردن · (با: over) بیرون زدن · (با: under) دولا شدن · (جلو پیراهن که در آن چیزی ریخته باشند) یک دامن پر · (در مسابقات دو و اسب دوانی و غیره) یک دور میدان · (زمان) فراتر رفتن · (شنا) یک طول استخر · (مثل سگ یا گربه) شلپ شلپ آب خوردن · (مجازی) جای پرورش و محبت · (مجازی) پروردن و محبت کردن 4 · (مجازی) یک مرحله 1 · (موج دریا) ملایم و با صدای لپ لپ به ساحل و غیره خوردن · (نادر) پایین پالتو یا کت های بلند قدیمی · آغوش · بر دامن گرفتن · برجسته یا قلمبه بودن · به اندازه ی یک زبان زدن · تا شدگی · دامان (شکم و ران های شخص نشسته - بخشی از جامه که این قسمت بدن را می پوشاند) · دامن · دامن پالتو · رجوع شود به overlap 6 · روی دامن نشاندن · روی هم افتاده · روی هم افتادگی · روی هم تا شدن 5 · شلپ شلپ کردن · صدای شلپ شلپ · صدای هلف هلف · طولانی تر بودن · قلپ قلپ خوردن · لاف لاف کردن · لاپ · لب به لب (بخشی که روی بخش دیگر قرار گیرد) · لب به لبگی · لبه بر لبه · لبه بر لبه شدن یا بودن · لپ لپ خوردن · لپ لپ کردن · لیس · لیسش · محل روی هم افتادگی · میزان روی هم افتادگی · هر چیز گودی دار و دامن مانند · هلف هلف خوردن · همپوش · همپوش بودن · همپوشی · پلف پلف کردن · چرخ گردان (برای بریدن شیشه و جواهر و جلا دادن و غیره) · یک دور زمین (یا یک طول استخر) جلو بودن از 2 · یک دور گردش (مثلا یک حلقه ی طناب به دور تنه ی درخت) 0
-
(تلویزیون و سینما و غیره : محو تدریجی یک صحنه همگام با ظهور تدریجی صحنه ی دیگر) لب بر لبی صحنه
-
دارای اشتراک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن