ترجمه "lassitude" به فارسی

رخوت, سستی, گیار بهترین ترجمه های "lassitude" به فارسی هستند.

lassitude noun دستور زبان

Lethargy or lack of energy; fatigue. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رخوت

    noun

    A state of physical and/or mental weakness and a lack of vigor.

  • سستی

    There, also, we bandaged up Fahad, who was sleepy with the lassitude of his severe hurt.

    همچنین آنجا فرصت یافتیم تا زخم فهد را، که از ضعف و سستی خوابش برده بود، بانداژ کنیم.

  • گیار

  • ترجمه های کمتر

    • لختی
    • بی تفاوتی
    • بی حالی
    • بی رمقی
    • بی علاقگی
    • خواب مرگ
    • نا نداشتن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lassitude " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "lassitude" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه