ترجمه "lasso" به فارسی

کمند, طناب, لاسو بهترین ترجمه های "lasso" به فارسی هستند.

lasso verb noun دستور زبان

A long rope with a sliding loop on one end, generally used in ranching to catch cattle and horses. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کمند

    noun

    a long rope with a sliding loop

    The hairs of Cadaver's hands snake around my neck and tighten, forming a lasso.

    موهای هر دو دست کاداور مثل مار دور گلویم میپیچند و مثل کمند محکم میشوند.

  • طناب

    noun

    Just say the word, and I'll throw a lasso around it and pull it down.

    ! فقط لب تر کن تا طناب بندازم دورش و بکشمش پايين.

  • لاسو

  • ترجمه های کمتر

    • آلاکلر
    • شولان
    • لویشه
    • متاكلر
    • نهنگ
    • پالاهنگ
    • با کمند گرفتن
    • کمند انداختن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lasso " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Lasso noun

A tool that defines a free-form area that encloses all the shapes to be selected. [..]

+ اضافه کردن

"Lasso" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Lasso در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "lasso"

اضافه کردن

ترجمه های "lasso" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه