ترجمه "latter" به فارسی
دومی, آخر, اخیر بهترین ترجمه های "latter" به فارسی هستند.
latter
adjective
noun
دستور زبان
Relating to or being the second of two items. [..]
-
دومی
relating to or being the second of two items
The latter you never possessed, nor ever could.
دومی هرگز مال تو نبوده ، و نمیتونه باشه
-
آخر
adjectiveThe partisan warfare flamed up most fiercely in the latter days of October.
روزهای آخر ماه اکتبر گرمترین دوره جنگهای پارتیزانی بود.
-
اخیر
adjectiveThe two latter appeared also as witnesses for the prosecution.
دو پزشک اخیر از طرف دادستان به عنوان شاهد به محکمه دعوت شده بودند.
-
ترجمه های کمتر
- آخری
- پایانی
- پسین
- اخیرالذکر
- نهایی
- واپسین
- اخر
- این یک
- دومی (در برابر: اولی former)
- عقب تر
- پسین گفته
- پسین یاد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " latter " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "latter" با ترجمه به فارسی
-
بخش دوم، نیمه دوم، بخش پایانی
-
امروزی · تازه · مربوط به ایام اخیر
-
رجوع شود به Mormon
-
کلیسای عیسی مسیح قدیسان آخرالزمان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن