ترجمه "latterly" به فارسی

تازگی, اخیرا, از چندی پیش بهترین ترجمه های "latterly" به فارسی هستند.

latterly adverb

Recently; to have occurred a short time before. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تازگی

    noun
  • اخیرا

    adverb

    It was that same evening that he came to know Jules Gomez, formerly proprietor and latterly manager of the Independence Hotel.

    او در همان شب موفق شد با ژول گومز که قبلا مالک و اخیرا مدیر هتل استقلال بود آشنا شود.

  • از چندی پیش

  • تازگی ها

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " latterly " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "latterly" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه