ترجمه "lattice" به فارسی
شبکه, توری, آژگن بهترین ترجمه های "lattice" به فارسی هستند.
lattice
verb
noun
دستور زبان
A flat panel constructed with widely-spaced crossed thin strips of wood or other material, commonly used as a garden trellis. [..]
-
شبکه
nounThey fired into the attic through a wooden lattice.
این دسته از پشت یک شبکه چوبین که در انبار زیر شیروانی جای داشت تیراندازی میکردند.
-
توری
partially ordered set of pairs of elements [..]
-
آژگن
-
ترجمه های کمتر
- شباک
- محجر
- غلبکن
- تارم
- حجره
- (در واکنشگرهای اتمی) قرارگیری مواد کافشی و ناکافشی به صورت الگوی هندسی
- (فیزیک) شبکه ی کریستال
- آژگن دار کردن
- آژگن کردن
- با شبکه یا محجر پوشاندن
- بلور شباک
- به صورت شبکه درآوردن
- بی چاز
- توری منظم
- داربست دار کردن
- در یا دروازه یا پنجره ی شبکه مانند
- رجوع شود به space lattice
- شبکه کاری
- مشبک کردن
- هر چیز شبکه مانند یا شباک مانند
- پنجره مشبک
- چوب بست
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lattice " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "lattice"
عباراتی شبیه به "lattice" با ترجمه به فارسی
-
(بلورشناسی) شبکه ی فضایی · سپهر آژگن
-
بالکانه
-
(فیزیک) شبکه ی بلورین · بلور شباک
-
انرژی شبکه
-
شبکه · شبکه سازی
-
شبکه دار · مشبک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن