ترجمه "leanness" به فارسی

لاغری, خشکی بهترین ترجمه های "leanness" به فارسی هستند.

leanness noun دستور زبان

The property of being lean, without excess or fat. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • لاغری

    noun

    What had been leanness in her youth had become transparency in her maturity;

    آنچه در جوانیش لاغری به شمار میرفت در کمال سنش به شفافی مبدل شده بود،

  • خشکی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " leanness " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "leanness" با ترجمه به فارسی

  • توده لخم بدن · محتواي لخم
  • دیوید لین
  • (معماری) · انباری یا اتاقک دارای یک شیب · بام شیروانی که یک سوی آن به ساختمان مجاور تکیه دارد و شیب آن فقط به یک طرف است · بام متکی · بام یک شیب دار · ساباط · هر بام یک سویه · چارتاقی
  • برج کج پیزا
  • برج کج پیزا · برج کج پیزا (در کشور ایتالیا)
  • (با: on یا upon) متکی بودن به · (با: to یا toward) متمایل بودن به · (بدن را) خم کردن · (روی چیزی) تکیه دادن · (سبک هنری یا ادبی و غیره) موجز و مستقیم · (گوشت) کم چربی · استخوانی · اعتماد کردن · تمایل · تکیه · جدول · خم شدن یا کردن · خمش · سر راست · صورت · عاری از زواید · فهرست · لاغر · لاغرو · لخم · لم دادن · لم دادگی · لمیدن · لمیدگی · میل · نازک اندام · ناقص · نحیف · نزار · پشت گرمی داشتن · کاستی دار · کج شدن یا کردن · کجی · کم تغذیه · کم تولید · کم حاصل · کم سود · کم نیرو · کژی · گرایش · گرایش داشتن · گوشت لخم · گوشت کم چربی
  • تمایل · جدول · خم شدگی · خمش · صورت · فهرست · لمیدگی · میل · کج شدگی · کجی · گرایش
  • خم شدن
اضافه کردن

ترجمه های "leanness" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه