ترجمه "leg" به فارسی

پا, لنگ, قسمت بهترین ترجمه های "leg" به فارسی هستند.

leg verb noun دستور زبان

The lower limb of a human being or animal that extends from the groin to the ankle. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پا

    noun

    lower limb from groin to ankle [..]

    Cut that main artery in the leg, that's it.

    اون شاهرگ توي پا پاره بشه ، کار تمومه.

  • لنگ

    adjective noun

    lower limb from groin to ankle

    I picked him up very gently by one leg, and dropped him out of the window.

    من هم یک لنگ آن را خیلی آرام گرفتم و برداشتم از پنجره بیرون انداختم.

  • قسمت

    noun

    I guessed that we were off to find a hotel before the next leg of our journey.

    حدس میزدم پیش از آغاز قسمت بعدی سفرمان کاری به جز پیدا کردن یک هتل نداریم.

  • ترجمه های کمتر

    • ران
    • مرحله
    • پایی
    • بر
    • پهلو
    • مقننه
    • گامه
    • اپ
    • رکن
    • محبوبیت
    • ستون
    • قانونی
    • بخش
    • (جمع - خودمانی - فیلم سینمایی) قدرت جلب مشتری
    • (جوراب زنانه) ساق
    • (شلوار) پاچه
    • (عامیانه) راه رفتن
    • (مثلث) ضلع (ولی نه وتر)
    • (مسابقه و سفر و غیره) مرحله
    • (هر چیزی که به شکل پا باشد و یا عمل پا را انجام دهد) پایه
    • (گوشت) ران
    • اندام تحتانی
    • با پا به جلو راندن (به ویژه قایق را)
    • دور (یک دور دور میدان یا یک درازای مسیر دویدن و غیره)
    • دویدن 1
    • شلنگ انداختن
    • لنگ و پاچه
    • مجلس قانون گذاری
    • وابسته به پا 0
    • پا (از بالای زانو تا مچ پا)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " leg " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Leg
+ اضافه کردن

"Leg" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Leg در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "leg"

عباراتی شبیه به "leg" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "leg" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه