ترجمه "legging" به فارسی
زنگال, لگن, زنگار بهترین ترجمه های "legging" به فارسی هستند.
legging
noun
verb
دستور زبان
A covering, usually of leather, worn from knee to ankle. [..]
-
زنگال
leg covering
-
لگن
leg covering
It was only a lot of small shell splinters that had lodged in one side of my bottom and down the backs of my legs.
قسمت انتهایی پایم و کمی از لگن خاصرهام زخمی شده است.
-
زنگار
noun
-
ترجمه های کمتر
- (جمع) روپوش زمستانی و یک تکه ی کودک
- ساق پیچ
- مچ پیچ
- پا پیچ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " legging " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "legging" با ترجمه به فارسی
-
کاکایی صخرهنشین پاسیاه
-
اندامهای حرکتی · ساقها · پاها · پاها (از بالای زانو تا مچ پا)
-
کاکایی صخرهنشین پاقرمز
-
پاهاي قورباغه (غذا) · پای قورباغه
-
سندروم پای بیقرار
-
باکلان پاقرمز
-
زنگار · ساپورت (لباس)
-
(روش نشستن) پا روی پا · چارزانو · چهار زانو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن