ترجمه "lifeguard" به فارسی
نجات غریق, گارد, نگهبان بهترین ترجمه های "lifeguard" به فارسی هستند.
lifeguard
noun
دستور زبان
(chiefly US) an attendant, usually an expert swimmer, employed to save swimmers in trouble or near drowning at a body of water [..]
-
نجات غریق
profession
They told the lifeguard, they went back to the hotel,
و به نجات غریق ساحلی گفتند به هتل بر می گردند،
-
گارد
nounYevgeny Listnitsky held a commission as lieutenant in the Ataman's Lifeguards Regiment.
ستوان لیستنیتسکی در هنگ آتامانسکی گارد امپراطوری خدمت میکرد.
-
نگهبان
nounmaybe we should start up a junior lifeguard association or something.
شايد بايد يه انجمن نگهبان حيات يا همچين چيزايي تاسيس کنيم.
-
(مربی شنا که استخر یا هر محل شنا را سرپرستی می کند و عملیات نجات غریق انجام می دهد) مربی نجات غریق
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lifeguard " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "lifeguard"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن