ترجمه "lifeless" به فارسی
جامد, بی جان, بی حال بهترین ترجمه های "lifeless" به فارسی هستند.
lifeless
adjective
دستور زبان
inanimate; having no life [..]
-
جامد
adjective -
بی جان
The image of Grace lifeless on the floor just kept going through my head.
تصویر گریس که بی جان بر کف زمین افتاده بود مدام در ذهنم تکرار میشد.
-
بی حال
-
ترجمه های کمتر
- بی حوصله
- دل مرده
- عاری از موجودات و سازواره های زنده
- مرده
- ملالت انگیز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lifeless " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن