ترجمه "ligament" به فارسی

رباط, بند, بندینه بهترین ترجمه های "ligament" به فارسی هستند.

ligament noun دستور زبان

(anatomy) band of strong tissue that holds the bones of an animal in position [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رباط

    noun

    type of tissue that connects bones to other bones

    But what happens for your ligament when I need an intact ligament?

    ..ولی برای رباط يه بافت دست نخوردۀ کامل میخوام

  • بند

    noun
  • بندینه

  • ترجمه های کمتر

    • لیگمان
    • واصل
    • بنده
    • (کالبد شناسی) رباط
    • هم بستگر
    • هم بند
    • وتر عضلانی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ligament " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "ligament" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "ligament" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه