ترجمه "ligaments" به فارسی
زردپیها, لیگامانها بهترین ترجمه های "ligaments" به فارسی هستند.
ligaments
noun
Plural form of ligament. [..]
-
زردپیها
I want to see the inside. Muscles, bones, ligaments. I want to know there is blood flowing underneath.
میخواهم داخل آن را ببینم عضلات استخوانها زردپیها میخواهم احساس کنم که زیر پوست خون جریان دارد
-
لیگامانها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ligaments " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ligaments" با ترجمه به فارسی
-
عمل جراحى جونز
-
رباط سر استخوان ران
-
(کالبد شناسی) رباط · بند · بنده · بندینه · رباط · لیگمان · هم بستگر · هم بند · واصل · وتر عضلانی
-
(کالبد شناسی) بندینه ی آویز گر
-
پیوندی
-
رباط صلیبی
-
(کالبد شناسی) زردپی (رباط) حلقوی · بندیزه ی حلقوی
-
رباط متقاطع جلویی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن