ترجمه "ligamentous" به فارسی
پیوندی ترجمه "ligamentous" به فارسی است.
ligamentous
adjective
دستور زبان
of or pertaining to ligaments [..]
-
پیوندی
when a patient is transplanted with artificial tendons or ligaments
خواهیم دید که وقتی یک بیمار، یک زردپی یا رباط پیوندی دریافت میکنه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ligamentous " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ligamentous" با ترجمه به فارسی
-
عمل جراحى جونز
-
رباط سر استخوان ران
-
(کالبد شناسی) رباط · بند · بنده · بندینه · رباط · لیگمان · هم بستگر · هم بند · واصل · وتر عضلانی
-
(کالبد شناسی) بندینه ی آویز گر
-
رباط صلیبی
-
(کالبد شناسی) زردپی (رباط) حلقوی · بندیزه ی حلقوی
-
رباط متقاطع جلویی
-
زردپیها · لیگامانها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن