ترجمه "lightly" به فارسی

آرام, کم, ملایم بهترین ترجمه های "lightly" به فارسی هستند.

lightly adverb دستور زبان

In a light manner. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آرام

    adjective noun proper

    He spoke lightly but there was anger flickering in his eyes.

    اگرچه آرام حرف میزد ولی برق خشم در نگاهش دیده میشد.

  • کم

    adjective pronoun noun

    You see, where I come from ghosts are not to be taken lightly.

    ميدوني ، در جايي که من ازش اومدم... ارواح رو دست کم نمي گيرن.

  • ملایم

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • سرسری
    • شادیانه
    • لاقیدانه
    • خوشحالانه
    • (نادر) به آسانی
    • با آرامی
    • با بی توجهی
    • با بی دقتی
    • با بی غمی
    • با تردستی
    • با تنبیه کم
    • با زرنگی
    • با سهولت
    • با شادی
    • با ظرافت و فشار کم
    • با ملایمت
    • با چابکی
    • با چستی
    • باوظیفه نشناسی
    • بدون تنبیه
    • به طور غیر موجه
    • به مقدار کم
    • بی خیالانه
    • بی دلیل
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lightly " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "lightly" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه